تبليغاتX
سلام مشاور
يک فوق تخصص اعصاب کودکان گفت: پلک زدن شايع‌ترين تيک در کودکان است و تيک

شايع‌ترين اختلال حرکتي در کودکان محسوب مي‌شود.

دکتر محمودرضا اشرفي، فوق تخصص اعصاب کودکان و دانشيار دانشگاه علوم پزشکي

تهران در گفت وگو با ايسنا توضيح داد: در بين تيک‌ها (اختلالات حرکتي) ابتدا پلک زدن و بعد از

آن حرکات شانه و  حرکت‌هاي ناگهاني سر و گردن شايع‌تر هستند و البته تيک‌هاي صوتي را

 نبايد فراموش کرد که گاهي شديد و ناراحت کننده است.

وي درمورد تيک‌هاي صوتي افزود: اين تيكها صدايي شبيه خس خس و سرفه و يا سينه

صاف کردن همراه است. تيک صوتي گاهاً با بيماري آسم و حساسيت اشتباه گرفته مي‌شود

و حتي ممکن است فرد تحت درمان قرار گيرد و بعد مشخص شود مشکل تيک بوده است.

اين فوق تخصص اعصاب کودکان، اضطراب و استرس را از دلايل عمده تيک دانست و گفت:

 در بعضي مواقع مانند تيک‌هاي مزمن زمينه‌هاي ژنتيکي نيز موثر است.

وي تصريح کرد: تيک‌هاي مزمن معلوليت زا نيست اما باعث آزار و اذيت فرد و خانواده

مي‌شود و در نتيجه ممکن است باعث اضطراب، وسواس و بيش فعالي در کودکان شود.

دکتر اشرفي با اشاره به اين مطلب که يکي از نکات مهم در درمان اين کودکان صبر و بردباري

 والدين است، گفت: والدين نبايد در برابر اختلالات حرکتي کودک وسواس نشان دهند؛ چرا

 که رفتارهاي غلط والدين مي تواند ايجاد استرس و اضطراب کند و در نتيجه تشديد کننده

تيک باشد. وي در پايان با ذکر اين نکته که متخصصان اعصاب تيک‌هاي طولاني مدت و بالاي

6 ماه را درمان مي کنند، گفت: با اين شرايط و با وجود شکايت‌هاي والدين و همسالان از

اختلالات حرکتي کودک از داروهايي کم عارضه مانند پي موزايد استفاده مي شود.

منبع :سلامت نیوز

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در چهارشنبه 22 آبان1387 و ساعت |
علاقه‌مندی به پدیده «هوش» انسان به هزاران سال پیش باز می‌گردد امّا همین 100 سال پیش

بود که از آلفرد بینه، روان‌شناس فرانسوی، خواسته شد تا دانش‌آموزانی که در امر آموزش

 به کمک نیاز دارند را مشخص کند و بدین ترتیب نخستین آزمون هوشبهر (ضریب هوشی) به وجود آمد.

آلفرد بینه و نخستین آزمون هوشبهر


در اوایل دهه 1900 میلادی، دولت فرانسه از آلفرد بینه، روان‌شناس، درخواست کرد

تا تعیین کند کدام دانش‌آموزان احتمال بیشتری دارد که در امر تحصیل خود به مشکل بربخورند.

 دولت، قانونی را گذرانده بود که به موجب آن تمام کودکان باید به مدرسه می‌رفتند و بنابراین، یافتن

راهی برای تعیین این که کدامیک از آن‌ها به کمک ویژه نیاز دارند اهمیت داشت.


بینه و همکارش تئودور سایمون برای انجام این کار تعدادی سوال تهیه کردند که تمرکز آن‌ها بر روی

 مسایلی بود که مستقیماً در مدرسه آموزش داده نمی‌شد، مانند توجه، حافظه و مهارت‌های حل

مساله. بینه با استفاده از این پرسش‌ها تشخیص داد که کدام دانش‌آموزان شانس بهتری برای

 موفقیت در امر تحصیل دارند. او دریافت که برخی از بچه‌ها قادرند به پرسش‌هایی پاسخ دهند که

 در سطح دانش‌آموزان سال بالاتر است و برعکس، برخی از بچه‌ها تنها می‌توانند به پرسش‌هایی

 پاسخ دهند که دانش‌آموزان سال پائین‌تر هم معمولاً جواب می‌دهند. بینه براساس این مشاهدات،

مفهوم «سن عقلی» یا معیاری برای هوش بر پایه میانگین توانائی‌های بچه‌های یک گروه سنی

خاصی را مطرح کرد. این نخستین آزمون هوش، که امروزه به نام مقیاس بینه-سایمون

خوانده می‌شود، پایه‌ای شد برای آزمون‌های هوش که هنوز هم هر روزه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 البته بینه خود اعتقاد نداشت که ابزارهای روان‌سنجی‌اش می‌تواند برای اندازه‌گیری درجه هوش

 مادرزاد و ثابت یک فرد مورد استفاده قرار گیرد (کامین، 1995). بینه محدودیت‌های آزمون را مورد تاکید

 قرار داد و عقیده داشت که هوش، مفهومی بسیار وسیع‌تر از آن است که بتوان با یک عدد آن را به

 صورت کمّی در آورد. در عوض، او اصرار داشت که هوش تحت تاثیر چند عامل قرار دارد و

در طول زمان تغییر می‌یابد و تنها در بین کودکانی با سابقه رشد یکسان، قابل مقایسه است

(سیگلر، 1992).

آزمون هوش استنفورد- بینه
پس از آماده شدن مقیاس بینه- سایمون، این آزمون در فاصله کوتاهی به آمریکا آورده شد

 و علاقه‌مندی قابل ملاحظه‌ای را برانگیخت. لوئیس ترمن، روان‌شناس دانشگاه استنفورد، آزمون

 اولیه بینه را گرفت و آن را با استفاده از نمونه‌ای از مشارکت کنندگان آمریکایی استاندارد کرد.

این آزمون اصلاحی که برای نخستین بار در سال 1916 عرضه شد به نام مقیاس هوشی

 استنفورد- بینه خوانده شد و به زودی به صورت آزمون هوش استاندارد در آمریکا درآمد.


آزمون هوش استنفورد-بینه از یک عدد منفرد، به نام هوشبهر (یا ضریب هوشی)، برای

 نشان دادن امتیاز فرد در آزمون استفاده می‌کند. این امتیاز از تقسیم سن عقلی فردی

 که در آزمون شرکت کرده بر سن واقعی او ضرب در عدد 100 به دست می‌آید.

برای مثال، کودکی با سن عقلی 12 و سن واقعی 10 دارای هوشبهر 120 خواهد بود.

آزمون استنفورد- بینه با وجودی که تاکنون چندبار دچار تجدید نظر شده است

 امّا هنوز به عنوان یک ابزار ارزیابی متداول باقی مانده است.

آزمون هوش در خلال جنگ جهانی اول
در آغاز جنگ جهانی اول، مقامات ارتش امریکا با وظیفه خطیر ارزیابی تعداد بسیار زیادی

 سربازان جدید ارتش مواجه بودند. در سال 1917، رابرت یرکس، روان‌شناس و رئیس انجمن

 روان‌شناسی آمریکا، دو آزمون جدید به نام آزمون‌های آلفا و بتای ارتش ساخت.

 آزمون آلفا، آزمونی کتبی بود و آزمون بتا، آزمونی شفاهی و برای کسانی طراحی شده بود

که قادر به خواندن نبودند. این آزمون‌ها بر روی بیش از دو میلیون سرباز انجام شد تا به تشخیص

 این که کدام فرد برای نقش‌های رهبری و سمت‌های خاص مناسب است به ارتش کمک کند

(مک گوایر، 1994). در پایان جنگ جهانی اول، این آزمون‌ها در خارج از محیط ارتش، مورد استفاده

 گسترده‌ای برای افراد از هر سن، ملیت و سابقه باقی ماند. برای نمونه، آزمون‌های هوشبهر

 (ضریب هوشی) برای ارزیابی مهاجران جدیدی که وارد آمریکا می‌شدند مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 از نتایج این آزمون‌ها به نحو نامناسبی برای رد کردن متقاضیان و تعمیم دادن‌های نادقیق به کلّ

جمعیت استفاده می‌شد و کار به آنجا رسید که برخی «متخصصان» هوش، کنگره آمریکا را

 تشویق کردند تا قانونی را برای محدودیت‌های مهاجرت به تصویب برساند (کامین، 1995).

مقیاس هوشی وکسلر
توسعه بعدی در تاریخ آزمون‌های هوش، ایجاد معیار جدیدی توسط روان‌شناس آمریکایی

دیوید وکسلر بود. وکسلر نیز همانند بینه اعتقاد داشت که هوش، در برگیرنده تعدادی

توانایی ذهنی مختلف است. او هوش را چنین توصیف می‌کرد: «ظرفیت کلّی یک شخص

برای مصمّمانه عمل کردن، منطقی فکر کردن و برخورد موثر با محیط» (1939). وکسلر که با

 محدودیت‌های آزمون استنفورد- بینه موافق نبود، آزمون هوش تازه‌ای را به نام

 «مقیاس هوشی وکسلر برای بزرگسالان» (WAIS) در سال 1955 عرضه کرد.

وکسلر همچنین دو نوع متفاوت از آزمون خود را ویژه کودکان توسعه داد:

مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان (WISC) و مقایس هوشی وکسلر برای کودکان

 پیش دبستانی و دبستانی (WPPSI). نسخه آزمون وکسلر برای بزرگسالان تاکنون

چند بار مورد تجدید نظر قرار گرفته و هم اکنون به نام WAIS - III خوانده می‌شود.


WAIS - III دارای 14 آزمون فرعی در دو مقیاس است و سه نمره را به دست می‌دهد:

 یک نمره هوشبهر مرکّب، یک نمره هوشبهر کلامی و یک نمره هوشبهر عملکردی.

نمرات آزمون‌های فرعی در WAIS - III می‌تواند در تعیین ناتوانایی‌های یادگیری کمک کند.

 مثلاً مواردی که نمره پائین در برخی زمینه‌ها به همراه نمره بالا در زمینه‌های دیگر،

نشانگر این باشد که فرد مشکل خاصی در یادگیری دارد (کافمن، 1990).

 
آزمون WAIS به جای امتیاز دهی براساس سن واقعی و سن عقلی، مانند آنچه در آزمون اصلی

استنفورد-بینه بود، امتیاز را بر حسب مقایسه امتیاز فرد با امتیاز دیگران در همان گروه سنی،

 به دست می‌آورد. نمره میانگین 100 است و دو سوم نمرات در محدوده نرمال بین 85 تا 115 قرار

می‌گیرند. این روش امتیازدهی به صورت شیوه استاندارد در آزمون‌های هوش درآمده و در

نسخه‌های جدید آزمون استنفورد-بینه نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

 

منبع :روان یار

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در سه شنبه 7 آبان1387 و ساعت |
میزان خوش‌بینی هر فرد براساس این که چگونه رویدادها را تعریف می‌کند

و از چه دیدگاهی به مسائل می‌نگرد، سنجیده می‌شود. اگر یاد بگیرید

 که علّت وقوع رویدادهای مثبت را (1) کاری که خودتان انجام داده‌اید،

(2) نشانه‌ای از چیزهای خوب بیشتری که پیش خواهند آمد و یا

(3) شاهدی مبنی بر این که چیزهای خوبی در سایر زمینه‌های زندگی‌تان اتفاق خواهد افتاد بدانید،

 نیمی از راه را طی کرده‌اید. همچنین اگر بتوانید به رویدادهای منفی به عنــــوان

(1) چیزی که تقصیر شما نبوده است و یا

(2) پدیده‌های منفرد و مجزایی که اثری بر رویدادهای آینده یا سایر جنبه‌های زندگی‌تان ندارند فکر کنید،

 بقیه راه را هم پیموده‌اید!

 

درجه سختی: کم
زمان مورد نیاز:  فقط چند دقیقه دیگر

 

چگونه:

- هنگامی که رویداد مثبتی در زندگی‌تان اتفاق افتاد، برای چند لحظه تحلیل فرایندهای فکری خود را متوقف کنید. فقط به توانائی‌های خود و نقش‌های مستقیم یا غیرمستقیمی که در وقوع این رویداد داشته‌اید فکر کنید. برای مثال، اگر در امتحانی موفق شدید، فقط به این نیاندیشید که چقدر خوب شد که برای امتحان آماده بودید بلکه به نقش هوش و تمرکز خود در این جریان نیز فکر کنید.

- به دیگر جنبه‌های زندگی خود که می‌تواند از این رویداد مثبت تأثیر پذیرد، فکر کنید. همچنین به این فکر کنید که چگونه توانائی‌های شما که باعث این رویداد مثبت شده‌اند می‌توانند رویدادهای مثبت دیگری را در زندگی‌تان باعث گردند. برای مثال، هوش، تمرکز و توانایی آماده شدن برای انجام کارها، می‌توانند باعث چه چیزهای خوب دیگری در زندگی شما بشوند؟

- موفقیت‌های احتمالی آینده را در نظر آورید. چون کلید موفقیت در دستان شماست پس آیا نباید انتظار داشته باشید که از آزمون‌های آینده هم سربلند بیرون آئید؟ آیا یک شغل مناسب و معتبر، نتیجه آن نیست؟

- هنگامی که رویدادی منفی اتفاق افتاد، به شرایطی که ممکن است در این اتفاق نقش داشته باشد فکر کنید. برای مثال، اگر عملکرد شما در یک امتحان بد بود آیا هفته قبلش سرتان خیلی شلوغ نبوده است؟ آیا کمبود خواب نداشته‌اید؟ چه عوامل خارجی در عدم موفقیت شما نقش داشته‌اند؟ در ذهن داشته باشید که عدم موفقیت، لزوماً بازتاب ضعف‌های شخصی شما نیست.

- همچنین به یاد داشته باشید که فرصت‌های بیشماری برای شما در آینده وجود خواهد داشت که می‌توانید در آن‌ها بهتر عمل کنید. به موفقیت‌های بعدی خود یا سایر جنبه‌هایی که می‌توانید در آن‌ها موفق شوید فکر کنید.

توصیه‌ها:

- کلید خوش‌بینی، به حداکثر رساندن موفقیت‌ها و به حداقل رساندن شکست‌هاست.

- صادقانه به کوتاهی‌ها و کمبودهای خود فکر کنید. در این صورت می‌توانید بر روی آن‌ها کار کنید و به تدریج برطرفشان نمائید. امّا به یاد داشته باشید که همیشه تمرکز بر روی توانائی‌ها نتیجه مطلوب‌تری به دست می‌دهد.

- الگوهای فکری خود را به چالش بکشید امّا انتظار نداشته باشید که طرز تفکرتان به سرعت تغییر یابد. این کار به زمان نیاز دارد. بنابراین تمرین کردن در این مورد را ترک نکنید.

- همیشه به یاد داشته باشید که هر شکستی می‌تواند تجربه‌ای آموزنده و گام مهمی به سوی موفقیت بعدی شما باشد!

نیازمندی‌ها:

- اشتیاق و علاقه‌مندی به بررسی افکار

- وارسی مداوم الگوهای فکری

 

منبع : روان یار

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در چهارشنبه 24 مهر1387 و ساعت |
آيا انتقاد سبب خشم و عصبانیت شما مي‌شود؟

آيا شما نيز گه‌گاه با سخنان انتقادآميز خود موجب رنجش ديگران مي‌شويد؟ آيا از ترس اين‌كه مبادا كسي را

از خود برنجانید ، در بيان مطالبي كه آن را مفيد مي‌دانيد، ترديد مي‌كنيد؟

پاسخ اين پرسش‌ها اغلب مثبت مي‌باشد چرا كه مردم  معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و

 تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان

بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظري است مخرب،

 تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است.»

 

چرا انتقاد در مفهوم رايج خود داراي تاثير تا بدين حد مخرب و منفي است؟

در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

انتقاد به صورت متداول خود جرياني منحصراً‌ يكسويه است.

انتقاد نادرست احتمال رشد و پيشرفت را از بين مي‌برد. اين شيوه با تمركز بر روي اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع

جبران و پرهيز از خطا را مي‌بندد. وقت آن رسيده كه در تعريف انتقاد تجديد نظر كنيم و بدين ترتيب مفهوم قبلي آن

را تغيير داده، در روند انتقاد كردن و انتقاد شنيدن تحول و اصلاحاتي ايجاد كنيم. به تعاريف جديد توجه كنيد:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند.

و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم:

 اطلاعاتي را كه مي‌خواهيم به فرد مخاطب بدهيم، چگونه بيان كنيم كه از يك طرف مخاطب ما آن را بپذيرد

 و از آن سود ببرد و از طرف ديگر به بهبود روابط ما با او كمك كند "به عبارتي ديگر" چه بگوييم ؟ "و" چگونه بگوييم ؟"

اين پرسش، مركز مساله را ازعیب جویی به حل مشكل تغيير مي‌دهد.

براي طرح يك انتقاد سازنده و مؤثر بايد موارد ذيل را مدنظر داشته باشيد:

رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد.

انتقاد خود را تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

از عبارت «نظر شخصي من اين است» استفاده كنيد و از تحميل نظريات خود بپرهيزيد.

واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد، زيرا شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

بكوشيد انگيزه‌هايي براي تغيير رفتار پيدا كنيد و خود را متعهد بدانيد كه انتقاد شونده را در حل مشكلش كمك كنيد.

اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن

و طعنه‌آميز نباشد.

منبع : تبیان

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در پنجشنبه 28 شهریور1387 و ساعت |
Image

تأثیرات اجتماعی قرص اکستازی

قرص اکستازی از دسته آمفتامین‌های جایگزین بوده و دارای خواص

 توهم زایی و تحریک است. این قرص‌ها هیچ مورد مصرف درمانی ندارند.

این فرآورده که در بین جوانان به نام قرص‌های شادی آور (اکس) مشهور

شده است، به رنگهای قهوه‌ای ، صورتی ، سبز و شفاف

درمهمانی‌های شبانه به منظور ایجاد سرخوشی کاذب مورد استفاده

قرار می‌گیرد. قرص اکستازی از موادی به نام آمفتامین‌ها ساخته

می‌شود.

آمفتامین‌ها گروهی از مواد محرک مغزی هستند که معمولا به شکل

پودر سفید رنگ و گاهی سفید متمایل به قهوه‌ای روشن یا سفید

مشاهده می‌شود. انواع آمفتامین‌ها دارای مصارف طبی هستند و تحت

نظارت کامل پزشک در مواردی چون افسردگی‌ها ، اختلالات پرتحرکی ،

کم توجهی به کودکان و حمله‌های خواب مورد استفاده قرار می‌گیرند

که در بعضی موارد برای ایجاد حالت سرخوشی توسط دانش آموزان ،

دانشجویان و رانندگان مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند.

آثار اکستازی

آثار این دارو معمولا بعد از گذشت 30 تا 60 دقیقه از مصرف دارو شروع

می‌شود و در عرض دو تا چهار ساعت به حداکثر می‌رسد و این

 سرخوشی تا چند ساعت باقی می‌ماند. بعد از شادی و سرخوشی

اثری باقی نمی‌ماند و فرد مصرف‌کننده احساس افسردگی و بیهودگی

می‌کند. بعد از مصرف فرد دچار احساس شادی و آرامش کاذب ،

اضطراب ، افسردگی ، تحریک پذیری ، اختلال حافظه ، احساس نزدیکی

و صمیمیت با دیگران ، ترس ، خشکی دهان ، قفل شدن چانه ،

بی‌خوابی و افزایش انرژی و کاهش اشتها و در بعضی مصرف‌کنندگان

عدم ثبات روانی ، بیقراری و تهوع و استفراغ و جنون و در مصارف ممتد

و طولانی دچار توهم و دوره‌های بازگشت توهم می‌شود.


آمار مربوط به مصرف‌کنندگان مواد شادی آور

تاریخ ساخت اولین قرص‌های شادی‌بخش (روان گردان) سال 1912 بود.

در حال حاضر حدود 214 میلیون نفر در جهان معتاد هستند که از این

تعداد 15 میلیون نفر معتاد به مواد مخدر (هروئین ، مرفین ، حشیش

و...) و بقیه معتاد به مواد روان گردان می‌باشند. در انگلیس 800 تا 2

میلیون نفر و در آمریکا 2 میلیون نفر براساس تحقیقی که انجام دادند در

سال 1991 بین دانشجویان آمریکا 1 درصد مصرف کننده این مواد بودند

که این تعداد در سال 2002 به 9.9 درصد افزایش یافت.

ظرف یکسال اخیر در هلند (آمستردام) تعداد مصرف کنندگان این مواد از

 0.7 درصد در سال 1990 به 3.6 درصد در سال 2001 رسید. این مواد

اکثرا در لابراتورهای غیر قانونی با کیفیت خیلی پایین (ناخالصی زیاد)

تولید می‌شود. در آمریکا در سال 1991 ، 500 لابراتوار و در سال 2001 ،

 7500لابراتوار به ساخت این مواد مشغول بودند.

آیا در ایران حکم قضایی برای مقابله با مصرف یا فروش

قرص‌های روان گردان وجود دارد؟

در 20 سال پیش در ایران چون این گونه مواد اعتیادآور رایج نبود، در قانون

نیز اشاره‌ای به آن نشده بود. اما با رواج این مواد و تبدیل شدن آن به

یک معضل اجتماعی قانون گذاران نیز به این مساله توجه کردند. از

جمله در مصوبه‌ای که اعلام شد، (در تاریخ 24/7/83) لیستی از مواد نام

برده شده و بندهایی مطرح گردید. از جمله بندهای آن این است.

    * برای ساختن ، حبس دائم.

    * برای فروختن یا به معرض فروش گذاشتن حبس جنایی درجه 1 ،

از 3 تا 15 سال

    * نگهداری یا حمل غیر مجاز بیش از 10 گرم حبس جنایی درجه 1 ،

 3 تا 15 سال

    * نگهداری یا حمل غیر مجاز 10 گرم یا کمتر حبس جایی درجه 2 ،

 2 تا 10 سال

چگونگی مقابله جوامع با مصرف قرصهای روان گردان

با اینکه شروع و شیوع این مواد از کشورهای غربی بوده، و از آنجا به

کشورهای شرقی کشیده شده، غرب برنامه‌های پیشگیری از مصرف

را برای مردم خود چنان اجرا می‌کند که موجب کاهش شدید مصرف در

این کشورها شده . مثلا در آمریکا از سال2001 تا 2003 میزان مصرف53

درصد کاهش یافته‌است. مصرف این مواد در یعضی کشورها نظیر

بلژیک  و هلند آزاد بوده و در برخی دیگر نظیر آمریکا ممنوع می‌باشد. از

سال1993 تا 2000 ، 5500 کیلوگرم از این مواد در دنیا کشف شده

است.

مبارزاتی که در جامعه ما علیه مواد مخدر و از جمله نوع جدید و به

مراتب بسیار خطرناک‌تر آن (قرصهای اکستازی) صورت می‌گیرد، بیشتر

در حد انهدام مواد و یا آگاه سازی از مشکلات ایجاد شده پس از مصرف

است. غافل از اینکه یکی از راهکارهای قابل توجه که باید بر روی آن

سرمایه گذاری کرد، فرهنگ سازی در این زمینه و در نتیجه پیشگیری از

این مشکل است. اینکه ریشه‌یابی شود، چرا بعضی از افراد جامعه ما

که اکثرا جوان نیز هستند، به قرص‌های شادی‌آور روی می‌آورند؟ چرا

حتی با آگاهی از مشکلات پس از مصرف ، باز گرایش بسیار بالایی

برای استفاده از آنها وجود دارد؟

چرا مردم به ویژه جوانان به مصرف چنین موادی روی می‌آورند؟ 

    * یکی از عاملهای مهم در این مورد ، عدم آگاهی کافی و کامل

مصرف کنندگان از این مواد (مخصوصا قبل از مصرف) است. چنانکه در

یک تحقیق انجام شده از مصرف کنندگان ، در پاسخ به این پرسش که

 قبل از شروع مصرف چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟

    * 70 درصد مصرف کنندگان گفته اند: شنیده بودم که شادی آور و

 انرژی زاست.

    * فقط 28 درصد گفته‌اند که: می‌دانستیم اعتیاد آور است.


عوامل دیگری که به نظر می‌رسد در حال حاضر در گرایش افراد

  مخصوصا نوجوانان و جوانان به مصرف مواد شادی آور نقش

اساسی دارند

    * بیکاری جوانان

    * عدم برنامه و انگیزه کافی برای زندگی

    * عدم تحرک و جنب و جوش کافی برای تخلیه شدن انرژی جوان

    * اشتیاق برای درک حالتی متفاوت از زندگی روزانه

    * عدم مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان.

    * عدم اعتماد به نفس.

    * افسردگی و دلزدگی از زندگی

    * عدم مهارتهای عملی برای اشتغال و برای زندگی

    * فرار لحظه‌ای از زیر بار مشکلات و ناراحتیها و کمبودهای عاطفی

 

آیا می‌توان از مصرف موادشادی آور (جنون آور) در کشور

 جلوگیری کرد؟

برای مقابله با این معضل که دامنگیر جوانان و خانواده‌ها شده است،

 اگر بخواهیم با روشهای معمولی جلوی مبادله و مصرف این مواد

را بگیریم (همانند راههای مبارزه با مواد مخدر) راه به جایی نخواهیم

 برد، چرا که این مواد از مرز بخصوصی وارد کشور نمی‌شوند. بلکه از

 کشورهای مختلف و از طرق گوناگون وارد کشور ما می‌شوند و نیز به

سهولت در آزمایشگاههای کوچک و حتی خانگی ساخته شده و عرضه

  می‌شوند و بر خلاف مواد مخدر که از فرد به فرد منتقل می‌شود، الگوی مصرف این مواد از گروه به گروه است. پس باید از منظر دیگر

 مشکل را حل کرد. 


چشم انداز بحث

چه کار کنیم و روی چه مداخلاتی کار کنیم تا مثلا 6 ماه بعد مقدار

مصرف 20 درصد کمتر شود، یا مثلا یکسال بعد تعداد مصرف کنندگان

نصف شود؟ یک راهکار عمده و مهم در این زمینه ایجاد اعتماد به نفس

 در جوانان است. اینکه جوان به جایی برسد که بدون دست

 یازیدن به اینگونه مواد به لذتی که خواهان است برسد.

    * تغییر نوع نگاه به زندگی در ایران و نیز حل مشکلات اساسی

 جوانان نظیر مساله اشتغال جوانان ، و مساله ازدواج جوانان.

    * ایجاد و گسترش باشگاهها و مجتمعهای ورزشی و تفریحی

برای دختران و پسران

    * آموزش مهارتهای فنی و عملی برای اشتغال

    * ایجاد و گسترش زمینه‌های تحقیق و پژوهش ، تا جوان وقت و

انرژی خود را به جای هدر دادن در چنین راههایی ، صرف آموختن و

آموزش دیگران کند و به جایگاه اجتماعی و شخصیتی که گاه برای پر

 کردن خلاء آن به راههای دیگر روی می‌آورد برسد. 

منبع: سایت مرجع مشاوره و روانشناسی

 

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در پنجشنبه 28 شهریور1387 و ساعت |
هر پدر و مادري خواهان داشتن فرزندي بااستعدادهاي درخشان ، مستقل و درعين حال انعطاف پذير است

و ازاينکه نحوة تربيت آنان نتواند درشکل دهي مؤثّر و مفيد به شخصيّت اين فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگراني مي کند

برخي از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ويژگيهاي زيستي افراد نقش بسزايي درشکل دهي شخصيّت آنان ايفا مي کند ،

ليکن بسياري از والدين قادرند با درک نوع شخصيّت آنان طبيعت انان را تربیت نمايند.

لذا براين باورند که والدين قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصيّت فرزندان خود را تشخيص دهند و ازاين شناخت

بعنوان وسيله اي در راستاي کمک به آنان استفاده نموده ، اين کودکان را بعنوان افرادي خلّاق  و يا بعبارتي

به نمونه اي سالم در نوع شخصيّتي خود مبدّل سازند.

 

                 انـواع شخصيّت

  الف ) حسّاس :

اين نوزادان ، کودکان  ويا حتّي بزرگسالان بسيار حسّاسي هستند و فطرتا گرايش زيادي به ترسو يا

مضطرب بودن دارند .  اين افراد مصداق کاملي ازانسانهاي ترسو ، و خجالتي نيستند ،چرا که درخانه بر خلاف محيط هاي

 اجتماعي از رفتار خوبي برخوردارند . به بياني ديگر ظرفيّت آنان محدود است. در نتيجه با اين کودکان لازم است

بگونه اي آرامش بخش رفتار کرده و براي آموزش رفتارهاي مطلوب به آنها ، گام به گام پيش رفت .

اگر ما به يک چنين کودکي ، ازطريق ايجاد محيط پرورشي صحيح و امن کمک کنيم ، پيشرفت زيادي نشان مي دهد

 و اعتماد بنفس و شهامت لازم را کسب مي نمايد. ولي در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسليم شويم ، از آنها افرادي

ترسو و مضطرب با گرايش زياد به افسردگي ساخته ايم .

ب ) جسور و فعّال :

اين کودکان نسبت به کسب درون دادهاي حسي تمايل و اشتياق زيادي نشان مي دهند

 و با گشتن درمحيط اطراف خود سعي در دستيابي به نکات جديد دارند . اين افراد از نظر شخصيّتي مي توانند

 داراي نگرشي منفي با روحيّه اي ضدّ اجتماعي باشند و يا درمقابل قادرند رشد و پيشرفت نموده به افرادي

با روحيّة رهبری و کوشا در ايجاد شرايط جديد و يا سياستمداري موفّق تبديل گردند . آنان در برابر محرّکهاي محيطي حسّاسيّت بسيار کمتري نشان مي دهند امّا بايد توجّه کرد که اين امر بدليل نياز به دريافت مقادير زيادي

 از محرّکات است نه بدليل بي تفاوتي نسبت به تحقير و يا داشتن روحي پست . بااين تفاسير ممکن است

کودکان مذکور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جاي درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاري گردد ،

 قطعا با گذر زمان به فردي پرخاشگر تبديل خواهند شد . دربرخورد بااين گروه لازم است تعدادي دستور العمل

را آماده نموده ، در اختيار او قراردهيم تا بداندانتظارات ما از او چيست و بايد به اين نکته توجّه شود که

از تنبيه و کنار کشيدن او ازجمع خودداري نماييم ، ضروري است تا با ايجاد محيطي بالنده و مناسب

به پرورش او بپردازيم .

ج ) در خود فرو رفته / کم واکنش :

اين کودکان توانايي بروز احساسات خود را ندارند و مايلند در خود فرورفته به رؤياپردازي مشغول شوند.

 بعلاوه دربعضي از آنان هماهنگي کمي در اندامهاي حرکتي ديده شده اصطلاحا به تنش عضلاني کم مبتلا هستند .

 براي جلب توجّه او لازم است با صداي کاملا بلند صحبت کرده و فعّاليّتها و حرکات بدني زيادي ضمن صحبت با او از

خود نشان داد . اين گروه از کودکان در گوشه اي نشسته ، چنين وانمود مي کنند که با خود مشغول بازي هستند

و تمايل زيادي نسبت به تنها ماندن و بازي هاي انفرادي نشان مي دهند. لذا چنانچه بتوانيم آنان را از عالم

درونيشان بيرون بکشيم و در برخورد با ديگران فرصت فرار به آنها ندهيم ، قادر خواهيم بود افرادي

 بسيار خلّاق ، گرم ، دوست داشتني و بعبارتي پرورش يافته به اجتماع تحويل دهيم .

د ) لجوج و مخالف ( عناد ورز ) :

 فردي با چنين  ويژگي ،  نسبت به هر چيز ديدي مخالف و منفي داشته ، هر محرّکي که به گيرنده هاي حسي او مانند

لامسه ، شنوايي و ... وارد مي آيد در ذهن او  يک تصوير بزرگ و واضحي جهت بررسي وتحليل بوجود مي آورد ،

او بعنوان يک تحليلگر به بررسي هرچيز در پيرامون خود مي پردازد و تلاش زيادي براي کنترل محيط اطراف نموده ،

سعي مي کند که خودش هيچگاه تحت کنترل ديگران قرار نگيرد. و اگر نتواند بر محيط پيرامون خود تسلّط لازم را پيدا

کند احساس ترس  و اضطراب  بسياري به او  دست مي دهد.براي ريشه يابي اين ويژگي ، بايد توجّه داشت که

علّت اصلي اين کوششها صرفا حفظ آرامش خود است و با درنظرگيري اين نکته قادر خواهيم بود به او کمک کنيم

 تا انعطاف پذيرتر بوده با ديگران همکاري بيشتري نشان دهد و در اين رابطه تنها نکتة کليدي آن است که بهيچ وجه با او

برخوردي تند وخصمانه نداشته باشيم .  

ه ) بي دقت :

 اين کودکان بسيار حواسپرت هستند بطوري که حتّي در بعضي موارد راه هميشگي خود را هم گم مي کنند، ازطرفي

بسياري از آنان بعنوان فردي با اختلال کمبود توجّه و تمرکز شناخته مي شوند. اين گروه از کودکان در تواناييهايي همچون

طرح ريزي و انجام فعّاليّتهاي متوالي  مانند به خاطر آوردن محلّ قرار گرفتن اشيا مشکل دارند و درسنين بزرگسالي هم

هيچگاه نمي توان روي آنها بعنوان يک دستيار يا همکار خوب و دقيق حساب کرد ، چرا که  مسيرهاي رسيدن به

يک هدف را به خوبي دنبال نمي کنند. براي رفع مشکل اين افراد ، برخي از متخصّصين امر  توصيه مي کنند که :

«ما مي توانيم با افزايش توانايي انجام فعّاليّتهاي متوالي ازطريق اجراي يک سري تمرينهاي ويژه و بدون مصرف دارو ،

به آنها کمک کنيم و در نهايت چنانچه احساس نياز همچنان وجود داشت مي توان درکودکان بزرگتر ازدارو درماني

تحت نظارت متخصّص مربوطه ، استفاده نمود ».

 

بيش از نيمي از والدين ، متخصّصين و مربّيان هنوز بر اين باورند که کودکان بايد تابع آنان باشند بعبارتي تمامي تلاشهايي

را که در راستاي تربيت آنها بکار مي برند درجهت سازگار نمودن آنان با اصول اجتماع نيست ، بلکه کودکان را بنا

برسليقه و الگوهاي شخصي خودشان پرورش داده ، برهمين اصل اجتماعي مي نمايند . بهر ترتيب بايد

توجّه داشت که تربیت همة کودکان با يک شيوة مشابه امکان پذير نخواهد بود و لازم است شيوة تربيتي متناسب

 با نوع شخصيّت هر کودک را اتّخاذ نماييم .

منبع : تبیان

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در جمعه 25 مرداد1387 و ساعت |
اولین همایش کشوری دانشجویی مشاوره ، رشد و پویایی روز شنبه ۱۱ خرداد ماه ۸۷

با حضور جمعی از دانشجویان و اساتید برگزار گردید.

 

در این همایش میزبان دانشجویانی از دانشگاه های اصفهان، علوم بهزیستی، علامه طباطبایی،

تربیت معلم، تهران، کرج، رودهن و شهر یزد بودیم.

همایش که به صورت سه نشست برگزار گردید با سخنرانی سرکار خانم دکتر مژده وزیری،

ریاست محترم دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا آغاز شد.

سپس گزارش کوتاهی ازاهداف و روند برگزاری همایش توسط بیر اجرایی همایش ایراد گردید.

سپس ۱۴ مقاله برگزیده توسط دانشجویان در سه نشست تعیین شده ارائه گردیدند.

ضمن اینکه سخنان جناب آقای دکتر نقیب زاده را در معرفي کلینیک الکترونیکی روان یار

شنیدیم.

در پایان پس از شنیدن سخنان سرکارخانم دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی (دبیر علمی همایش) و تقدیر از دانشجویانی که مقاله آنها پذیرفته شده بود و تقدیر از اساتید محترم و همچنین کادر اجرایی از نفرات برتر نیز تقدیر به عمل آمد.

 

قابل ذکر است که در کنار این همایش نمایشگاهی با عناوین کتاب های مشاوره و روانشناسی و فروش cd و 2 شركت مشاوره تلفني و مشاوره اينترنتي برگزار شد.

 در این همایش از حضور اساتید ارجمندی که نام آنها را یاد آور می شوم  بهره بردیم :

۱- سرکار خانم دکتر وزیری

۲- سرکار خانم دکتر پورشهریاری

۳- سرکار خانم دکتر وزیری (معاونت دانشجويي فرهنگی دانشگاه الزهرا )

۴- سرکار خانم دکتر حسینیان ( معاونت پژوهشی دانشگاه الزهرا)

۵- سرکار خانم دکتر شعاع کاظمی

۶- سرکار خانم دکتر پیوسته گر

۷- سرکار خانم دکتر دژگاهی

۸- سرکار خانم دکتر مقامه

۹- سرکار خانم دکتر رضا زاده

۱۰- سرکار خانم دکتر قادری

۱۱- جناب آقای دکتر جراره

۱۲-جناب آقای دکتر خوش کنش

 ۱۳- جناب آقای دکتر شمسبد

دبیر علمی همایش : سرکار خانم دکتر شعاع کاظمی

کادر اجرایی :

۱- منیره نامداری(ديبر اجرايي همايش)

۲- زینب کرمی نژاد

۳- سمیرا سلیمی

۴- سمیرا رستمیان

۵- فرزانه نقیب

۶- زهره دانسفهانی

۷- بی تا وزیر بانی

۸- نرگس چترایی

۹- راضیه کریمیان

۱۰- مریم جعفری

۱۱- طاهره محمدی

۱۲-فریبا قاسمی

۱۳- زهرا کول

 زهره دانسفهاني

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در دوشنبه 13 خرداد1387 و ساعت |
انجمن علمی - دانشجویی مشاوره دانشگاه الزهرا برگزار می کند :

                            اولین همایش کشوری مشاوره ، رشد و پویایی  

زمان : شنبه مورخ ۱۱ خرداد ماه ۸۷

ساعت : ۸ الی ۱۷

مکان : تهران ، میدان ونک ، خ ملاصدرا ، خ شیخ بهایی دانشگاه الزهرا ، سالن مشرق

 

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در پنجشنبه 9 خرداد1387 و ساعت |

افرادی که مقاله آنها پذیرفته شده است ،

 تا مورخ ۷/۳/۸۷ powe point  خود را از طریق پست الکترونیک ارسال نمایند.

        

راهنمای شرکت در همایش :

پذیرش جهت شرکت در همایش روز برگزراری همایش (۱۱/۳/۸۷) صورت خواهد گرفت.

هزینه جهت پذیرش ۱۰۰۰ تومان می باشد.

ضمن اینکه افرادی که مقاله انها پذیرفته شده است به صورت رایگان پذیرش خواهند شد.

امکانات جهت اسکان فقط برای خانم ها ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در جمعه 3 خرداد1387 و ساعت |
لیست  مقالات پذیرفته شده جهت ارائه در همایش:

۱- بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و دلایل زندگی در دانشجویان دختر و پسر

 عثمان محمودی، دکتر آناهیتا خدابخشی کولایی

۲- بررسی نگرش دانشجویان  دانشگاه گیلان نسبت به خدمات مرکز مشاوره دانشگاه در سال ۱۳۸۶

 اشکان ابوالقاضی ، عابد مجیدی

۳ - آسیب شناسی شغلی در محیط های صنعتی - سازمانی و ارائه راهکارها با تاکید بر خدمات مشاوره

 حسین عباسی مولید ، رضا حسینی

۴ - بررسی روابط عاشقانه زوجین بر اساس مدل استنبرگ

 امیر قمرانی ،حسین عباسی مولید

۵ - زوج درمانی هیجانی محور : مسیری به سوی ایجاد رابطه ایمن

 عثمان محمودی ، محمد علی رحیمی ، رحمان بردی اوزونی دوجی

۶ - بررسی ارتباط بین توانایی مشاور در برقراری رابطه و رازداری با میزان مراجعه

دانش آموزان به مشاور

دکتر ابوالقاسم خوش کنش ،  مسعود اسدی ، بهرام عمودی ، جعفر عبدی

۷ - مقایسه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مراجعه کرده به خدمات مشاوره ای مدرسه با دانش اموزان مراجعه نکرده

 بهرام محمودی کهریزی ، مسعود اسدی ، علی حسین زاده و سرکارخانم دکترلادن منصور

۸-بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روانی دانش آموزان ۱۲-۱۵ ساله شهر تفت

 محبوبه وفائیان ، ابوالفضل آزادنیا

۹- بررسی رابطه بین فرهنگ تدوین کار راهه و فرهنگ ساعات کار با برازش فرد با شغل و برازش فرد با سازمان با توجه به نقش میانجی  اعتماد مدیران به مشاوره سازمانی

دکتر حمیدرضا عریضی ، مهنوش امینی

۱۰- بررسی ویژگی های شخصیتی معتادین  و رابطه ان با عملکرد خانواده  در درمان اعتیاد

دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی ، سمیه الوندی ، زینب کرمی نژاد

۱۱- بررسی شیوه های منجر به ترک و بررسی رفتار معتادان ترک کرده و علل ترک آنها

منیره نامداری .سمیرا سلیمی. اعظم قربانی

۱۲- بررسی تاثیر آموزش مهارتهای ارتباطی بر سازگاری زناشویی زوجین شهر تهران

دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی ،  منیره نامداری

 ۱۳- بررسی بهبود تعارض خانواده ، کار پس از اجری متغیرهای فرهنگ ، تدوین کار راهه و فرهنگ مدیریت

 فریبا کیانی

+ نوشته شده توسط انجمن مشاوره در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت |