تبليغاتX
سلام مشاور


سلام مشاور

نشریه علمی-فرهنگی سلام مشاور





















کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگی‌های خود، بازی‌های مختلفی را تجربه می‌کنند.

عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارد عبارتند از: تفاوت‌های فردی، میزان سلامتی، سطح رشد جسمی و حرکتی، بهره‌ی هوشی، جنسیت، خلاقیت، فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی. بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می‌شود:

 

1- بازی‌های جسمی:
از قدیمی ترین نوع بازی‌هاست، به ابزار مخصوص نیازمند است، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می‌شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای ناآرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می‌دهد.

 

2- بازی‌های تقلیدی:
کودک به تقلید نقش‌هایی می‌پردازد که آن‌ها را باور کرده است. معمولاً بهترین شخصیت‌ها برای شروع ایفای نقش، والدین، برادران، خواهران و دوستان هستند. کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می‌کند. در دوره‌ی دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می‌کند، در حالی که در دوره‌ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می‌کند و به تقلید رفتار همسالان می‌پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شدن با گروه‌های اجتماعی و ایفای نقش‌های واقعی زندگی.

 

3- بازی‌های نمایشی:
کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و وسایل مخصوص آن‌ها نیز استفاده می‌کند، مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده، عینک او را به چشم می‌زند و یا دختر بچه‌ای که کفش پاشنه‌دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می‌رود.

 

4- بازی‌های نمادی:
زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیرممکن می‌بیند، نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می‌کند. برای مثال بر تکه‌ای چوب سوار شده، این طرف و آن طرف می‌رود، مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می‌کند. این نوع بازی‌ها یکی از بهترین شیوه‌های بازی درمانی محسوب می‌شوند.

 

5- بازی‌های آموزشی:
مهمترین وسیله ی آموزش کودک، استفاده از وسایل بازی مناسب است، مانند مکعب‌های چوبی که کودک با جور کردن و دسته‌بندی کردن آن‌ها می‌تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود. از خانه‌‌ی کوچک اسباب‌بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت‌های موجود زندگی می‌توان استفاده کرد. بازی‌های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می‌شوند، به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند.

 

6- بازی‌های خلاقیتی:
کودک از طریق به وجود آوردن چیزی، عقاید و احساساتش را اظهار می‌کند، مانند نقاشی، موسیقی، خمیر‌بازی، شن‌بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می‌سازد تا در آینده داستان، شعر و نمایشنامه بنویسد.

 

توصیه‌هایی برای والدین


1- به بازی کودکان اهمیت دهیم، زیرا زندگی آن‌ها در بازی شکل واقعی به خود می‌گیرد.

2- تلاش کنیم تا بازی‌های کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش‌های خانواده باشد.

3- با دقت در تفکرات خلاق و پویای کودکان در حال بازی می‌توانیم با چگونگی شخصیت آن‌ها بیشتر آشنا شویم.

4- در بازی کودکان دخالت نکنیم اما راهنما و کمک کننده ی خوبی باشیم.

5- با همبازی شدن با کودکان راه دوستی‌ها را باز کنیم و راه پنهان کاری‌های دوره‌ی نوجوانی را ببندیم.

6- کاری کنیم که بازی به صورت تجربه‌ای لذت‌بخش در ذهن کودک باقی بماند.

7- برای متوقف کردن بازی از امر و نهی استفاده نکنیم.

8- با توجه به روحیه‌ی کنجکاو کودک، به گونه‌ای او را راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد.

9- مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی، فکری و یا روانی نشود.

10- در انتخاب نوع بازی، به سن، جنس و توانایی‌های فرزندمان توجه کنیم.

11- نوع و مدت زمان بازی فرزندمان را طوری کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد (به ویژه بازی‌های رایانه‌ای).

12- برای انتخاب الگوهای صحیح، زمینه‌ی مناسبی را برای بازی‌های تقلیدی کودکانمان فراهم نماییم.

13- از محدود کردن کودک در هنگام بازی بپرهیزیم.

14- وسایل بازی را مناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم.

15- آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می‌توانیم به صورت غیرمستقیم به آن‌ها بیاموزیم.

16- به مطالب و نحوه‌ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجه کنیم، زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آن‌ها در بازی منعکس می‌شود.

17- برای انتخاب همبازی‌های خوب، فرزندمان را غیرمستقیم راهنمایی کنیم، زیرا رفتارهای یک همبازی خوب تاثیر بسیار مثبتی در آینده‌ی او خواهد داشت.

18- اگر در حضور فرزندمان با وسایل موجود در خانه برای او اسباب‌بازی (ماشین، عروسک و...) بسازیم، ارتباط عاطفی میان ما و کودکمان تقویت خواهد شد.

19- برای تقویت حس همکاری و مسوولیت‌پذیری فرزندمان با او توافق کنیم که پس از بازی، اسباب‌بازی‌های خود را جمع کرده و سرجایش بگذارد و گرنه دفعه ی بعد اجازه ی استفاده از آن‌ها را نخواهد داشت.

20- از فرزندمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی‌هایش از اسباب‌بازی‌های او استفاده کنند، زیرا این کار موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران می‌شود.

21- اسباب‌بازی‌گران قیمت ممکن است وسیله ی بازی مفیدی نباشد. هنگام خرید توجه داشته باشیم که اسباب‌بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندمان را رشد دهد. وسایل بازی جور کردنی، پازل‌ها، خمیربازی، گل‌رس و... اسباب‌بازی‌های مناسبی به شمار می‌روند.

22- اگر کودکان در هنگام بازی با هم اختلاف پیدا کردند اجازه بدهیم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتی که اختلاف تشدید شود فقط آن‌ها را از هم جدا کنیم و هرگز از یکی از طرفین، جانبداری نکنیم.

23- در محیط‌های بازی گروهی مثل زمین بازی کودکان در پارک‌ها، اجازه دهیم بچه‌ها با هم دوست شوند و بازی کنند، از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم.

24- از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ویژه «نوجوانان و جوانان» اکیداً جلوگیری کنیم.

25- کودکان همواره نیازمند بازی هستند، پس اسباب بازی‌های مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشیم.

26- کودکان باید به مجموعه‌ای از بازی‌های جسمی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی بپردازند. هنگامی که فقط یکی از بازی‌ها را انجام می‌دهند (مثلاً بازی‌های رایانه‌ای)، از رشد اجتماعی، جسمی و عاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آن‌ها افزایش می‌یابد.

 

منبع :تبیان

نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت توسط انجمن مشاوره | |

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که :

 توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند ،

 آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند

 

 

تعریف تفکر مثبت :

شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه‌ ترین تصمیم را بگیرد.

 

 

افکار مثبت و منفی:

افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

 

 

ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:

 

 

- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

 

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

 

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

 

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

 

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.

 

- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

 

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر نیمه ی پرلیوان را می‌بینند

 

- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.

 

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

 

- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

 

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

 

 

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:

 

 

همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

 

- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.

 

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.

 

- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.

 

- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر

 

- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

 

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند

 

- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

 

- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

 

- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.

 

- در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.

 

 

چگونه مثبت انديش باشيم ؟

 

1- نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانيم.

 

2- ليستي از صفات مثبت خود تهيه کنيم و راه‌هاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه کنيم.

 

3- ليستي از افکار منفي خود در طي روز تهيه و سعي کنيم براي هر فکر منفي يک فکر مثبت معادل بيابيم تا به کمک آن بتوانيم با افکار منفي مقابله کنيم.

 

4- سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران بجاي استفاده از کلمه «خسته نباشيد» که داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، بگوييم «خدا قوت»، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد»

 

5- افکار خود را متوجه خوبي‌ها و جنبه‌هاي مثبت زندگي کنيم تا به مرور مثبت‌نگر شويم.

 

6- با خوش‌بيني سعي کنيم، دستوراتي به ذهن خود بدهيم که انديشه‌هاي جديد مثبت شکل گيرند.

 

7- هر روز صبح که از خواب بر مي‌خيزيم با نگاه کردن به منظره ي يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بيني آغاز کنيم.

 

8- از افراد منفي‌نگر يا موقعيت‌هايي که باعث ايجاد افکار ناخوشايند و منفي مي‌شوند دوري و يا سعي کنيم کمتر با آنها برخورد داشته باشيم.

 

9- به مشکلات به عنوان محکي براي ارزيابي توانايي‌هاي خود نگاه کنيم و هرگز نتيجه ي بدي را پيش‌بيني نکنيم، زيرا مشکلات فقط به اندازه‌اي مهم هستند که ما آنها را مهم مي‌پنداريم.

 

10- به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته ي خود فکرکرده و سعي کنيم آنها را تکرار نماييم.

 

11- از ترديد و دودلي دوري کرده و کارها را با جديّت دنبال کنيم.

 

12- به نداي منفي دروني خود و تلقين‌هاي مخرب و نگران کننده‌ي ديگران بي‌توجه باشيم و سعي کنيم عکس آنها را انجام دهيم.

 

 

13- به قدرت بي‌کران خداوند ايمان داشته باشيم و با خود تکرار کنيم که من لياقت بهترين‌ها را دارم و با لطف خداي بزرگ به آنها خواهم رسيد.

 

14- از ميان اهداف خود هدفي را انتخاب کنيم که اميد بيشتري به موفقيت آن داريم و در تلاش براي تحقق آن، به فکر تأييد يا تکذيب ديگران نباشيم.

 

15- در توصيف احوال و زندگي خود از کلمات مثبت استفاده کنيم.

 

16- در تعريف از افراد خانواده يا دوستان از کلمات مثبت و روحيه بخش استفاده کنيم (فلاني شخص بسيار شريف و بزرگواري است.)

 

17- از چشم و هم‌چشمي و حسادت که باعث ايجاد افکار منفي مي‌شود دوري و سعي کنيم روش زندگي خود را خودمان انتخاب کنيم.

 

18- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه ي سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي‌رسيم.

 

19- قدر لحظات زندگي را بدانيم و از آنها به ‌خوبي استفاده کنيم، زيرا هرگز تکرار نخواهد شد.

 

20- براي تغيير اوضاع و شرايط نامساعد اقدام کنيم و مطمئن باشيم که مي‌توانيم آنها را از بين ببريم.

 

21- از خود انتظار بيش از حد نداشته باشيم و خود را همه فن حريف ندانيم، به عبارت ديگر از کمال گرايي مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتواني مي‌شود خودداري کنيم.

 

22- خود را از قيد و بندهاي آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگي کنيم تا فکر و خيال آسوده‌اي داشته باشيم.

 

23- از انزوا و گوشه‌گيري که باعث ايجاد افکار منفي مي‌شود دوري کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فاميل و دوستان سپري کنيم.

 

24- هر وقت احساس کرديم که افکار منفي سراغمان آمده است، وضعيت خود را تغيير دهيم و به کاري سرگرم شويم.

 

25- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد، تا خسته نشده‌ايم به رختخواب نرويم.

 

26- هرگز به هيچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنيم.

 

27- اعتماد به نفس خود را در هر شرايطي حفظ کنيم و هرگز به ديگران اجازه ندهيم که آن را متزلزل کنند. بايد متوجه باشيم که اعتماد به نفس کليد خلق تفکر مثبت است.

 

28- خنديدن را فراموش نکنيم. خنديدن باعث مي‌شود تا افکار ناراحت کننده و منفي‌ جاي خود را به افکار مثبت و شاد بدهند

 

.

 

اجراي راهکارهاي تقويت مثبت هيچ هزينه‌اي ندارند و به سن و سال افراد نيز مربوط نمي‌شوند.

 فقط بايد اين شعار را فراموش نکنيم:

 

              « اگر افکارمان را کنترل کنيم، زندگي‌مان متحول مي‌شود »

 

 منبع :همدردی

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت توسط انجمن مشاوره | |


Design By : Night Skin